بیدارترین خواب جهان
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
یک شمّـه از این مـرا، نشـانم دادنـدصد رنج از این خودم، چسانم دادنـد ای مار ِ دوسر به روی شانه! تو بمیر!با مکـر ِ تـو ایـن تـاج و کیـانـم دادنـد
راز و نیازی عیدانه
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
خداوندااااا در این روز عید قربان، یاریـ مان فرماااا تا بتوانیم من های ضد کمال درونیـ مان را قربانی من های کمال وجودمان، و قربانی راه رسیدن و یکی شدن با تو کنیم ...
مهرماهتان مهرانه باد
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:47
سلام بر مهر، و بر شما مهرپیشگانِ همراه مهرماهتان, مالامال از نظر مهر الاهی باد! همان مهری، که یک به یک، برگهای تعلق ما را میخشکاند و بر زمین میاندازد، تا خشخش بیتعلقی
قابیل قابل ...
-
تاریخ: 1398/3/10 ساعت: 12:22
آن قدر باید بیل خوردتا قابیل قابلی شد!
پیدا شدم!
-
تاریخ: 1398/3/10 ساعت: 12:22
در پیـچپیـچ کوچـههای تاریک زندگی قدم زدم ... زدم ... زدم ... به کویی کدخـدادار رسیـدم! دستـم را گرفت و پایـم را رهـا گذاشت
نالۀ نی با نسیم ِ نیمهشب
-
تاریخ: 1398/3/10 ساعت: 12:22
ای نـور ِ نـور ِ نـور ِ نــورای سور ِ سور ِ سور ِ سـور
نقش تقی و شقی
-
تاریخ: 1398/3/10 ساعت: 12:22
فهم و درک باحقـی، در بیحقـی است!!حـق، به درکِ نقشِ ابلیس و شقی است! فهــم ِ اینـــ کـه اقـتــدار ِ ظـالمیـــن،در سقـوط ِ فهـم ِ حـرّ و متّـقی است!
هرمس
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 7:32
بيـا اى شيـدِ انديشـه! به بادِ همـزبانى بدَم در نِـى، كه جان گيـرد نواى زندگانى!
بند سایه دست ما، یا بند ما در دست اوست؟
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 7:32
بنـدِ غـرورم در دست اویـیست! که پيـوستـه مىكِـشــدم، تا خـود ِ او شـوم.
کشـش
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 7:32
خـدای به زور مـرا چه سـود؟
«تا شدم حلقه به گوش در میخانۀ عشق»*
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 7:32
دو گـوش ِ "دل" حسـابى تيـز گشـته بر نـواى ِ نِـىنـواز ِ عاشقـی بیمـرز، امّـا، اهلِ رمـز و راز ِ ایـرانـی كه دارد صد حكايت از سمـاع و حلقـههاىِ خاصِ کیـهانی
ابلیس در میان چه کسانی است؟
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 7:32
ای درویش! بدان که ابلیس در مردم عوام کم باشد. در میان این مردم، مَلک و شیطان است. و ابلیـس، در بیـن ِ علمـا و مشـایخ و حُکّـام است. زیرا ایشاناند که معجب و خودبیناند؛ و هیچ کس را ب
بارش حیرانی
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 7:32
سپاست بـاد ای نقـشآفـریـن ِ پـردۀ شعـر نظر بر چرخشِ بیمار کن در حلقۀ سحر دلـم تنگیـده در ایـن بـرگریـزان ِ تعلّـق ببـار ای ابـر، آبـی بر لب ِ خشکیدۀ بئـر
«تو» را که دارم، قربانی تو میکنم.
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 7:32
مهراوۀ من! آنچنانت دوست میدارم که خود را قربانی تو میکنم هنر خویش را قربانی تو میکنم ایمان خویش را قربانی تو میکنم میراثهایم را قربانی تو میکنم مرکبم را، همه هستیام را،
حوّایِ از آدم گریزان!!
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 21:40
* حـوّای ِ از آدم گُـریـزان گشـتهام من از بس که از نامردمـیها خسـتهام من کارم، فـرار از تـوی ِ بـازی اوفتـادن بر کُنج خلوتهایِ خود دل بستهام من * 11/ 7/ 96 @میترا@ نوشته شده توسط میتــــــرا در سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶
ای آگاهـی!
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 21:40
* بیقـرار و بیتابـم ... بتـاب و ببــار ... ببــار و ... ویـرانـم ســاز!! ببــار و ... بخیـــسان سیـاهنوشتـههایِ آوار شـده بر دیــــدم! سِـیلی شــو و با خود ببــر تــورِ باورهـایـی که پــروازم را ... سمتِ دلهــره ... برنمـیتابـد. ... چنـان بر زمیـن و زمانـم بکـوب که بشـکند این قُلّـکِ چرکپـولهایِ سیـ...
به سمت پروانه
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 21:40
* شکسـتهای که نشـد خُـرد و پست، شاعر شد و زد به زانوی خود هر دو دست، شاعر شد همو که عاشق عشق است و بمبِ احساس است کـم است اگـر بَـر ِ آن، بار بست، شاعر شد همو که میشکند زود و باز میروید چو از کمـانۀ غمها بجست، شاعر شد کسی که پنجرهاش رو به سویِ اشراق است و گوش را به شنیـدن نبست ، شاعر شد دو چشم و غور...
«من به کجا سفر برم»
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 21:40
* منم بخـارِ آب تـو، دود شـده بـه آهِ تو شمّــۀ آفتـاب تـو، هـالـه کنـارِ مـاه تو خاک کف دو گام تو، سایۀ زیرِ بام تو خواب و خمارِ شام تو، منتطرِ پگاهِ تو ذره منم باد تویـی، دانه منم خاک تویـی قطره منم آب تویـی، کُن فیکونِ خواهِ تو خویشتنم رها کنم، خود ز خودم جدا کنم مُـردۀ بـی بهـا کنم زنـده به یک ن...
در باب دَر و دور
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 21:40
حیرانم! چگونه در یکقدمیِ منی وقتی در دورترین نقطه به درَت پرسه میزنم؟! ===----------=== آمـدم از دورها بر این درت با امیـدی تا ببینم منظرت حلقهها بر در زدم، غافل از آنک خویش باید حلقه باشم بر درت =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-= دَرِ گشودۀ بهشتِ دور از نظر را نشـانم دادند... گفتند: براتِ ورودش عبور از جهنمِ تض...
اِدّعـا...
-
تاریخ: 1396/11/5 ساعت: 21:40
درختانِ تنـومند شناور بر پهنـۀ آرام ِ آبـی، ارغوانـی و بیـکران … فضـا امـا مهیّـایِ جولانِ سایهها! ابرهای تیره، بر فـراز خورشیدی بینور، در کنارۀ افـولی دلگیر ... چیست مایۀ این ستیـز با خویشتنِ خویش ؟؟؟ 22/ 9/ 96 @میتـرا@ نوشته شده توسط میتــــــرا در پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶